چهارشنبه, 24 ارديبهشت 1393 ساعت 19:23

ماجراهای سینا و لاکی

نمره شما
(313 رای)
سینا پسرکی است که همراه با پدرش زندگی می‌کند. او به حیوانات خیلی علاقه دارد، برای همین پدرش در سال‌روز تولد سینا یک لاک‌پشت سبز به او هدیه می‌دهد.

سینا از دیدن این هدیه خوشحال می‌شود، اما آرزو می‌کند که ای کاش این لاک‌پشت نیز می‌توانست مثل کلاغش با او حرف بزند... فردای آن روز آرزوی سینا برآورده می‌شود و از آن به بعد، آن دو دوستان خوبی برای هم می‌شوند. لاکی، لاک‌پشت دانایی است که در مورد بسیاری از مسائل اطلاعات خوبی دارد، مثل زندگی لاک‌پشت‌ها، زنبورها، ماهی‌ها، گربه سانان، کرم‌هاي خاکی، مورچه‌ها، خفاش‌ها، عنکبوت‌ها، و بسیاری مطالب خوب و ارزندۀ دیگر. او به کمک یک چوب جادویی توضیحات خود را بر روی یک پردۀ جادویی برای سینا و دوستانش به تصویر می‌کشد.

مجموعۀ «ماجراهای سینا و لاکی» با استفاده از دو تکنيک سه بعدی در بخش‌های داستانی و دو بعدی در بخش‌های آموزشی ساخته شده است. این مجموعه به سفارش اداره کل سیمای استان‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و به تهیه‌کنندگی شرکت سینمایی «آرتمن گستران تصویر» در گروه پویانمایی سیمای خراسان رضوی برای گروه سنی خردسال تولید شده است.

اطلاعات تکميلي

  • کارگردان: مجيد شاکري
  • نویسنده: سعيد شاکري، عليرضا نعيما، مينا حقيقي، سحر گلناري، رضا حیدری، اعظم الفت
  • انیماتور: ناصر مقدم، امير عطري، نوشين آذرآز، نازنين زندسرابي، الهه رجب زاده، سعيده حسيني، اميد شيباني، حميد موسوي، راحله موسوي شاد، منصوره صداقت، ميترا باقري و نرگس روح الامين، لیلا شاکری، شفيع آهي، فاطمه دارچيني، محسن مظلومي، زينب حسيني
  • موسیقی: هومن نامداری
  • تکنیک: تلفیقی
  • تعداد قسمت: 40
  • مدت: 10 دقیقه‌ای
  • کشور سازنده: جمهوری اسلامی ایران
  • تهیه شده در: صدا و سيماي خراسان رضوي

نظرهای شما (58 نظر)

  • جمعه, 21 مهر 1396 ساعت 18:35 ارسال شده توسط ربکا °《♡》°عشقِ شان ، لیدی ‌کان °《♡》°

    نگار جان جوابمو نمی دی ؟؟؟
    خواهش می کنم به مبینا بگو حداقل یه پیام
    تو دیجیمون بده ...
    اونجا پیامشو می بینم !!!
    دلم براش تنگ شده ...
    می دونی من همون مروارید اون زمانم اما ...
    از قدیمیا به جز چندتاشون دل خوشی ندارم !
    اما با این حال کینه هامو کنار گذاشتم و حالا
    دلم براشون تنگ شده ...
    برا شکوفه ... سرگروه نجات رباتیک !
    یادته یه موقع یاسمین گروهشو دو بخش کرده بود ؟
    اون زمان منو ستاره و زینب جلوش واستادیمو
    طرف شکوفه رو گرفتیم ‌...
    پروشا رو یادته ؟؟؟
    دختر خیلی خوبی بود هیچ وقت دل کسی رو
    نشکوند ... هی !
    آتوسا رو چی ؟ سرگروه دیجیمون که بعد از رفتنش
    گروهو به من داد ...
    عشقم نسیمو چی ؟ نسیم نور صالحی
    دلم خیلی براش تنگ شده
    خدارو شکر مهرنوشو دارم !
    اما هیچ وقت افتخار آشنایی با الهه رو نداشتم !
    اون موقع ( ۲ سال پیش ) که من تازه به نهال
    اومده بودم الهه رفته بود .
    همه خیلی برا رفتنش ناراحت بودن ...
    یادته ؟؟؟
    اون موقع من نمی دونستم چرا رفته که چند روز
    بعد ماجراشو از نفیسه شنیدم !
    مسخره بود ....
    آخر سر نفهمیدین کی بوده ؟؟؟
    هرکی بوده خیلی در حق الهه و نفیسه و بقیه
    ظلم کرده بوده ...
    یه کاری کرد که الهه از دوستاش جدا شه !
    این خودش کم ظلمی نیست ..‌.
    اگه منم جای نفیسه بودم عصبانی می شدم !
    خودمونیما نفیسم خیلی صبوری کرد ...
    آخرشم که خودشم رفت : (
    راستی نگار چی شد که شکوفه رفت ؟؟؟
    کجا پیام رفتنشو داد ؟؟؟
    آتوسا چی ؟؟؟
    پروشا ؟؟؟
    پانیذ ؟؟؟
    بهار ؟؟؟
    زهرا ؟؟؟
    زینب ؟؟؟
    صبا ؟؟؟
    آخه کجا رفتن یهو ؟؟؟
    من اون موقع از نهال رفته بودم
    و امسال که برگشتم انتظار مواجه شدن باهاشونو
    داشتم اما ....
    وقتی دیدم نیستن دلم بدجوری شکست ....
    هی !
    کاش برگردن ....
    کاش !
    خوب دیگه ما رو فردا اردو می برن باغ کتاب
    برم وسایلمو بچینم ....
    بای ...

  • چهارشنبه, 12 مهر 1396 ساعت 17:05 ارسال شده توسط فـــ نه ــــرزا

    آخه می دونی سارا جون این جا فعال شدنی نی من یه سال صبر میکنم تافعال شه ومیام شایدم زود یا دیر تر

  • چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 19:08 ارسال شده توسط دلآرام and شاون

    فرزانه جوتم ینی دیگه اینجاروونمیخای فعال کنی؟!

  • چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 18:29 ارسال شده توسط ربکا °~°~° عشق شان °~°~°

    نگار جون خوش حالم که میشناسیش
    میشه یه لطفی بکنی ؟؟؟
    لطفا بهش بگو مروارید دلش خیلی برات تنگ شده
    و فقط یه لحظه بیاد به دیجیمون
    فقط یه سری بهم بزنه همین
    لطفا بهش بگو و بگو اگه دیگه براش مهم نیستم
    نیاد .....
    ممننونم عزیزم

  • چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 15:40 ارسال شده توسط فرزانه (تنها عشق الک+فروزن)

    آره آجی رنیکا . من اینجا رو دیگه نموخام

  • چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 00:26 ارسال شده توسط ♥ ೋღ رنیکا❤شاون ღೋ ♥

    سلام عاجی فرزانه میای باهم دوج شیم دوجتای خوف؟
    عضوم میکنی؟

  • چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 00:24 ارسال شده توسط دلآرام and شاون

    سلام اجی فرزانه میشود در این گروه بسی نا فعال عضو شوم
    و بسی به کمک شما فعالش کنوم

  • چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 00:21 ارسال شده توسط دلآرام and شاون

    اجی فرزانه کمک میکنم فعالش کنی اوهـــــــــوم ^_^
    ناراحت نباش عشقکم به رنیکا هم میگم بیاد عضو شه*~*

  • سه شنبه, 28 شهریور 1396 ساعت 11:51 ارسال شده توسط فرزانه (

    سلام
    اومدم
    از دیدن گروه های دیگه خوشحال شدم
    ولی اینجا اصلا فعالیت ندارین
    خیلی ناراحتم کردین

  • دوشنبه, 27 شهریور 1396 ساعت 16:22 ارسال شده توسط نگار ❤❤ سرگروه آبشار سرنوشت (دخملای جنتلمن)❤❤

    ربکا جون سلام. من از بچه های قدیمی هستم با مبینا هم دوست صمیمی بودیم. من باهاش صحبت کردم و اون گفت نهال رو کنار گذاشته و دیگه حوصله اش رو نداره. دلم برای مبینا. اتوسا. شکوفه. پانیذ. مهتاب و بهار خیلی تنگ شده یکدفعه گذاشتند و رفتند... دلم تنگیده براشون. راستی بیا آبشار سرنوشت. پس میبینمت

نظر شما درباره این برنامه

لطفا فقط درباره این برنامه نظر دهید و از ارسال نظر تکراری هم خودداری کنید.